مهدی فاطمه


ثواب زيارت حضرت امام صادق (عليه السلام)

ازديدگاه سنت اسلامي ،زيارت مؤمن درهردوحال حيات ومرگ ثواب واجرفراوان دارد،بويژه اگراو،امام وپيشواي مؤمنان باشد.
بعلاوه زيارت قبورانبياءواوصياي آنان ترويج شعائردين وزنده نگاه داشتن آئين وجاودانگي نام ايشان وتوجه دادن دلهابه سويشان وتشويق وترغيب مردم به پيروي ازمرام ودينشان مي باشد ، واينكاري است كه همه عقلاي جهان آنرا مي پسندند وهرقوم دراحياي آثاربزرگانشان وزنده نگاه داشتن نام ونشانشان ورواج دادن مرامشان مي كوشند


ادامه مطلب
نويسنده: aghabia | تاريخ: جمعه 01 مهر 1390 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(0)

شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) تسلیت باد

شهادت ششمین نور از انوار الهی حضرتامام جعفر صادق (ع) پایگزار مذهب شیعه را خدمت شما و همه ی مسلمین بخصوص شیعیان تسلیت عرض می کنیم .

قال الصادق (ع) :
مومن به اندازه ی کارهای خوبش آزمایش می شود  پس هر که دینش درست و کارش نیکو باشد بلایش سخت گردد چرا که خداوند عز و جل دنیا را نه برای پاداش مومن قرار داده و نه کیفری برای کافر و هرکس دینش سست و عملش ضعیف باشد بلایش اندک باشد . ( بحارالانوار ۶۷ )
 

نويسنده: aghabia | تاريخ: جمعه 01 مهر 1390 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(0)

حضرت معصومه سلام الله علیها
به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام          به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام
تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو          بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام
به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار          هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام
صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح          بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام
در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو           ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام
به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين          ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام
منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد          به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام
 
نويسنده: aghabia | تاريخ: سه‌شنبه 24 اسفند 1389 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(0)

وفات حضرت معصومه سلام الله علیها

 

حضرت فاطمه معصومه (س)در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.
 
سرچشمه دانش
 حضرت معصومه (س) در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکي در اين باره ميگويد: �هر يک از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد�. بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والامقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشکار است و اين حقيقت روشن مي سازد که ايشان نيز چون حضرت زينب (س) �عالمه غير معلمه� بوده است. 
 
مظهر فضايل
 حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: �آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت  مي شوند.�
 
مقام علمي حضرت معصومه (س)
 حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده که روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش.
    
فضيلت زيارت

ادامه مطلب
نويسنده: aghabia | تاريخ: سه‌شنبه 24 اسفند 1389 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(0)

ولادت با سعادت پيامبر اکرم(ص) و امام جعفر صادق(ع)

 

تاریخ ولادت حضرت محمد (ص) : هفدهم ربیع الاول، 53 سال قبل از هجرت
تاریخ ولادت اما جعفر صادق (ع) : هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری قمری

 

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در شهر مکه، واقع در منطقه حجاز، در شبه جزیره عربستان متولد شدند. زمان ولادت ایشان مقارن با دوران جاهلیت بود.

 

دوران جاهلیت

 

تقریباً از 200 سال قبل از بعثت، تا زمان بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را دوران جاهلی می‌گویند؛ و منظور از جاهلیت انجام هر عمل خلاف و نادرست است که از روی جهل باشد. عرب صحرانشین به صورت جدی پایبند به دین خاصی نبوده و ظاهربین و مادی بوده است. اعراب شهرنشین هم معمولاً بت‌پرست بوده و بتهایی از سنگ و چوب و خرما را می‌پرستیدند، که گاهی در هنگام فقر همین بتها را آرد کرده و می‌خوردند. رسم دخترکشی در میان آنها امری عادی بوده و جنگ و نزاع میان قبایل به صورت یک سنت معمول درآمده بود. اعتقاد به ارواح در میان آنها رواج داشته و توهم و خرافات در زندگی آنها تأثیر گذاشته بود. ولی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، بت پرستی را برانداخت و زندگی عرب را که یکسره غرور و تعصب بود، جاهلیت خواند و محکوم کرد. آزادیهای بی‌حد آنها را با گسترش اخلاق و عفت محدود کرد و از آنها که همیشه با هم نزاع می‌کردند، مردمی متحد پدید آورد.

 

قبیله قریش و نیاکان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم):

 

قبیله قریش که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از میان آنها بپاخاست، یکی از بانفوذترین قبایل عرب بوده و بعد از اسلام نیز تا قرنها بر جهان اسلام حکومت کرده است. بیشتر شهرت قریش مربوط به "قصی بن کلاب" جد چهارم پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است. "عبدمناف" فرزند قصی، جد سوم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، از نجابت و خوشرفتاری خاصی با مردم برخوردار بود. "هاشم" جد دوم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز جزو چهره‌های درخشان قریش بود، و فرزند او "عبدالمطلب"، جد اول پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از نامی‌ترین و عاقل‌ترین افراد عرب در زمان خود به شمار می‌رفت. او بود که چاه زمزم را که پر شده بود حفر کرد و وظیفه آب دادن به حاجیان و رسیدگی و پذیرایی از آنها به او رسید. نسل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت اسماعیل‌ (علیه السلام) رسیده که همه آنها حنیف یعنی یکتاپرست بوده‌اند.

 

عبدالله، پدر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کوچکترین پسر عبدالمطلب، در میان قریش از لحاظ زیبایی و حجب و حیا مشهور بود. او با آمنه (سلام الله علیها) دختر وهب که به پاکی و عفت معروف بود ازدواج کرد. عبدالله برای تجارت به شام رفت و در راه بازگشت از شام بیمار شد و در مدینه بستری گردید. او در سن 25 سالگی در مدینه وفات یافت.

 

بدین ترتیب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز هفدهم ربیع الاول عام الفیل (مطابق سال 580 میلادی) در شهر مکه متولد گردید. عام الفیل، یعنی سالی که فردی به نام ابرهه به دستور پادشاه حبشه (نجاشی) با سپاه زیادی تصمیم به ویران کردن خانه خدا گرفت. ولی قبل از انجام این عمل دسته‌ای از پرندگان که با منقار و پاهای خود، سنگهایی را حمل می‌کردند در بالای سر سپاه ظاهر شدند و این سنگها را روی سر سپاهیان ریختند که باعث از بین رفتن سپاه شد.

 

در روزی که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به دنیا آمدند، گفته‌اند که:

 

1-      تمام بتها به رو، بر زمین افتادند.

 

2-      ایوان کسری در آن شب به لرزه درآمد و چهارده کنگره آن ریخت.

 

3-      دریاچه ساوه که سالها آن را می‌پرستیدند خشک شد.

 

4-      در بیابان سماوه که سالها کسی در آن آب ندیده بود، آب جاری شد.

 

5-      آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود، خاموش شد.

 

6-      تختهای پادشاهان جهان سرنگون شد.

 

7-      در همان شب، نوری از سرزمین حجاز تابید و تا مشرق ادامه پیدا کرد و ...

 

آمنه (سلام الله علیها) در زمان بارداری می‌گفت که هرگز احساس نکرده که باردار شده و هیچگاه باری سنگین همچون زنان دیگر را در خود نیافته است. گفته‌اند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در هنگام متولد شدن پاکیزه و تمیز بود و خون و چیزهای دیگر به همراه او از شکم مادر خارج نشد. همینطور می‌گویند زمانی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) متولد شد سر به سوی آسمان بلند کرد و سپس برای خداوند تبارک و تعالی سجده نمود.

 

آمنه (سلام الله علیها) می‌گوید در هنگام ولادت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، کسی به او گفته بود که او سرور آدمیان را به دنیا آورده است، پس او را "محمّد" بنامد. وقتی عبدالمطلب از این جریان اطلاع یافت، گوسفندی را کشت و گروهی از بزرگان قریش را دعوت کرد و در آن جشن نام پیامبر را محمد یعنی ستوده شده قرار داد.

 


نويسنده: aghabia | تاريخ: شنبه 30 بهمن 1389 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(0)

ما وخدا

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.

خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟

 خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله

بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد

خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده

او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده

ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید

خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست

ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!

خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو

نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد

ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد…

نويسنده: aghabia | تاريخ: سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(0)

بهلول
آورده اند كه شيخ جنيد بغداد به عزم سير از شهر بغداد بيرون رفت

و مريدان از عقب او...

شيخ احوال بهلول را پرسيد.گفتند او مردي ديوانه است.

گفت او را طلب كنيد كه مرا با او كار است.

پس تفحص كردند و او را در صحرايي يافتند.

شيخ پيش او رفت و در مقام حيرت مانده سلام كرد.

بهلول جواب سلام او را داده پرسيد "کیستی"؟

عرض كرد منم شيخ جنيد بغدادي.

فرمود تويي شيخ بغداد كه مردم را ارشاد ميكني؟

عرض كرد آري.

بهلول فرمود طعام چگونه ميخوري؟

عرض كرد اول «بسمالله» ميگويم و از پيش خود ميخورم و

لقمه كوچك برميدارم، به طرف راست دهان ميگذارم و آهسته ميجوم و

به ديگران نظر نميكنم و در موقع خوردن از ياد حق غافل نميشوم و

هر لقمه كه ميخورم «بسمالله» ميگويم و در اول و آخر دست ميشويم.

بهلول برخاست و دامن بر شيخ فشاند و فرمود:

تو ميخواهي كه مرشد خلق باشي در صورتي كه هنوز طعام خوردن خود را نميداني

و به راه خود رفت.

مريدان شيخ را گفتند: يا شيخ اين مرد ديوانه است.

خنديد و گفت سخن راست از ديوانه بايد شنيد و از عقب او روان شد تا به او رسيد.

بهلول پرسيد کیستی؟

جواب داد شيخ بغدادي كه طعام خوردن خود را نميداند.

بهلول فرمود آيا سخن گفتن خود را ميداني؟

عرض كرد آري.

بهلول پرسيد چگونه سخن ميگويي؟

عرض كرد سخن به قدر ميگويم و بيحساب نميگويم و

به قدر فهم مستمعان ميگويم و خلق را به خدا و رسول دعوت ميكنم و

چندان سخن نميگويم كه مردم از من ملول شوند و

دقايق علوم ظاهر و باطن را رعايت ميكنم.

پس هر چه تعلق به آداب كلام داشت بيان كرد.

بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نميداني.

پس برخاست و دامن بر شيخ افشاند و برفت.

مريدان گفتند يا شيخ ديدي اين مرد ديوانه است؟ تو از ديوانه چه توقع داري؟

جنيد گفت مرا با او كار است، شما نميدانيد.

باز به دنبال او رفت تا به او رسيد.

بهلول گفت از من چه ميخواهي؟ تو كه آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نميداني،

آيا آداب خوابيدن خود را ميداني؟

عرض كرد آري.

بهلول فرمود چگونه ميخوابي؟

عرض كرد چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه خواب ميشوم،

پس آنچه آداب خوابيدن كه از حضرت رسول (عليهالسلام) رسيده بود بيان كرد.

بهلول گفت فهميدم كه آداب خوابيدن را هم نميداني.

خواست برخيزد جنيد دامنش را بگرفت و گفت:

اي بهلول من هيچ نميدانم، تو قربهاليالله مرا بياموز.

بهلول گفت چون به ناداني خود معترف شدي تو را بياموزم.

بدانكه اينها كه تو گفتي همه فرع است

و اصل در خوردن طعام آن است كه لقمه حلال بايد باشد

واگر حرام را صد از اينگونه آداب به جا بياوري فايده ندارد و سبب تاريكي دل شود.

جنيد گفت جزاك الله خيراً!

و در سخن گفتن بايد دل پاك باشد و نيت درست باشد

و آن گفتن براي رضاي خداي باشد

و اگر براي غرضي يا مطلب دنيا باشد بيهوده و هرزه بود.

هر عبارت كه بگويي آن  وبال  تو باشد.

پس سكوت و خاموشي بهتر و نيكوتر باشد.

و در خواب كردن اينها كه گفتي همه فرع است؛

اصل اين است كه در وقت خوابيدن در دل تو بغض و كينه و حسد نباشد.

نويسنده: aghabia | تاريخ: سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(2)

چرا گاهی دعاهایمان مستجاب نمی شود و چگونه دعا مستجاب می شود
اميرالمؤ منين على عليه السلام روز جمعه در كوفه سخنرانى زيبايى كرد، در پايان سخنرانى فرمود: اى مردم ! هفت مصيبت بزرگ است كه بايد از آنها به خدا پناه ببريم : 1- عالمى كه بلغزد. 2- عابدى كه از عبادت خسته گردد. 3- مؤ منى كه فقير شود. 4- امينى كه خيانت كند. 5- توانگرى كه به فقر درافتد. 6- عزيزى كه خوار گردد. 7- فقيرى كه بيمار شود. در اين وقت مردى برخواست ، عرض كرد: يا اميرالمؤ منين ! خداوند در قرآن مى فرمايد: ((ادعونى استجب لكم )): مرا بخوانيد، دعا كنيد، تا دعايتان را مستجاب كنم . اما دعاى ما مستجاب نمى شود؟ حضرت فرمود: علتش آن است كه دلهاى شما در هشت مورد يك : اين كه خدا را شناختيد، ولى حقش را آن طور كه بر شما واجب بود بجا نياورديد، از اين رو آن شناخت به درد شما نخورد. دو: به پيغمبر خدا ايمان آوريد ولى با دستورات او مخالفت كرديد و شريعت او را از بين برديد! پس نتيجه ايمان شما چه شد؟ سه : قرآن را خوانديد ولى به آن عمل نكرديد و گفتيد: قرآن را به گوش و دل مى پذيريم اما به آن به مخالفت برخواستيد. چهار: گفتيد ما از آتش جهنم مى ترسيم در عين حال با گناهان و معاصى به سوى جهنم مى رويد. پنج : گفتيد به بهشت علاقه منديم اما در تمام حالات كارهايى انجام مى دهيد كه شما را از بهشت دور مى سازد. پس علاقه و شوق شما نسبت به بهشت كجاست ؟ شش : نعمت خدا را خورديد، ولى سپاسگزارى نكرديد. هفت : خداوند شما را به دشمنى با شيطان دستور داد و فرمود: ((ان شيطان لكم عدو فاتخذوه عدوا)): شيطان دشمن شماست ، پس ‍ شما او را دشمن بداريد! به زبان با او دشمنى كرديد ولى در عمل به دوستى با او برخاستيد. هشت : عيبهاى مردم را در برابر ديدگانتان قرار داديد و از عيوب خود بى خبر مانديد (ناديده گرفتيد) و در نتيجه كسى را سرزنش مى كنيد كه خود به سرزنش سزاوارتر از او هستيد. با اين وضع چه دعايى از شما مستجاب مى شود؟ در صورتى كه شما درهاى دعا و راه هاى آن را بسته ايد پس از خدا بترسيد و عملهايتان را اصلاح كنيد و امر به معروف كنيد و نهى از منكر نماييد تا خداوند دعاهايتان را مستجاب كند
نويسنده: aghabia | تاريخ: سه‌شنبه 19 بهمن 1389 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(0)

اعمال روز اربعین امام حسین (ع):

در اين روز زيارت امام حسين (ع‌) مستحب است و اين زيارت‌، همانا خواندن زيارت اربعين است كه از امام عسكري (ع‌) روايت ‌شده كه فرمود: علامات مؤمن پنج تاست‌: خواندن 51 ركعت نماز در شبانه‌روز ـ نمازهاي واجب و نافله و نماز و شب ـ به دست كردن انگشتري دردست راست‌، برآمدن پيشاني از سجده‌، و بلند خواندن بسم الله الرحمن ‌الرحيم در نماز.
شيخ طوسي سپس متن زيارت اربعين را با سند به نقل از حضرت صادق عليه ‌السلام آورده است‌: السلام علي ولي الله و حبيبه‌، السلام علي خليل الله و نجيبه‌، السلام علي صفي الله و ابن صفيه‌...
اين مطلبي است كه شيخ طوسي‌، عالم فرهيخته و معتبر و معقول شيعه در قرن ‌پنجم درباره اربعين آورده است‌. طبعا بر اساس اعتباري كه اين روز ميان ‌شيعيان داشته است‌، از همان آغاز كه تاريخش معلوم نيست‌، شيعيان به حرمت ‌آن‌، زيارت اربعين مي‌خوانده‌اند و اگر مي ‌توانسته‌اند مانند جابر بر مزار امام ‌حسين (ع‌) گرد آمده و آن امام را زيارت مي‌كردند. اين سنت تا به امروز درعراق با قوت برپاست ‌و شاهدیم که میلیونها شیعه عراقی و غیر عراقی در این روز بر مزار امام حسین (ع) جمع می شوند.
در اينجا و در ارتباط با اربعين چند نكته را بايد توضيح داد

نويسنده: aghabia | تاريخ: سه‌شنبه 19 بهمن 1389 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(3)

تاکيد ويژه بر مراسم اربعين امام حسين(ع)؛ چرا؟! زيارت اربعين و اسرار اعداد
بيستم ماه صفر المظفر يا همان اربعين ؛ چهلمين روز پس از فاجعه جانسوز کربلا و شهادت امام حسين (ع) و ياران با وفايي است که مانند آنها را تاريخ به خود نديده بود و ديگر هم نخواهد ديد. اين روز داراي قداست فراوان و آداب ويژه و در خور تاملي است. سنت بزرگداشت «اربعين»، در ميان پيشوايان دين، تنها براي سالار شهيدان مرسوم و مورد توصيه و تاکيد است؛ تا آنجا که « زيارت اربعين» از نشانه هاي ايمان معرفي شده است. چرا؟ رمز تاکيد بر «چهل» چيست؟ در اربعين چه اتفاقي افتاد و چه بايد کرد؟ نوشتار حاضر رهيافتي کوتاه بر پاسخ اين پرسش ها است.
 
جهاني که ما در آن زندگي مي کنيم؛ پر از رمز و راز است و کمتر مي توان پديده اي را فاقد ابعاد پنهان و اسرار شگفت انگيز دانست. براي همين است که در همه چيز عالم خلقت بايد تدبر کرد. بي اعتنايي و ساده انگاري در مواجهه با حوادث و پديده ها شيوه فرزانگان نکته سنج نيست. حتی«بــرگ درختان سبز در نظــر هـــوشيار، هـــر ورقش دفتر ی است معــرفت کردگار.»
 
شگفتی های آفرينش از دعاهاي پيامبر خدا (ص) اين بود که «خدايا! هر چيز را آنچنان که هست! به من بنمايان» و اين نشانه آن است که آنچه ما به ظاهر مي بينيم، هميشه هم با آنچه واقعاً هست، يکي نيست و «صورتي در زير دارد، آنچه در بالاستي»! گلايه قرآن اين است که چرا مردم «از زندگى دنيا، فقط ظاهر را مى‏شناسند، و از آخرت ( که باطن آن است) ،غافلند.» ؛ اين در حالی است که اين ظواهر ناچيز و از بين رفتنی است و باطن اسرار آميزش اصيل و ماندنی. علامه طباطبايی (ره) با اشاره به نکره بودن کلمه «ظاهِراً» در آيه شريفه می فرمايد: « اگر كلمه "ظاهراً " را نكره آورد، و فرمود: ظاهرى از حيات دنيا را مى‏دانند، براى اين است كه آن را تحقير كند، و ظاهر حيات دنيا، در مقابل باطن آن، همان چيزهايى است كه با حواس ظاهريشان احساس مى‏كنند، و اين احساس وادارشان مى‏كند كه در پى تحصيل آن برآيند، و به آن دل‏بسته، غير آن، يعنى حيات آخرت و معارف مربوط به آن را فراموش كنند، و از خيرات و منافعى كه در آن است، و منافع و خيرات واقعى و به حقيقت معناى كلمه است غفلت بورزند.»
 
اسرار اعداد و «اربعين» يکي از اين پديده هاي اسرار آميز اعداد هستند. راز های نهفته در اعداد تا آنجا از پرده برون افتاده است، که جهان سراسر مادی امروز هم ناچار به اعتراف شده است و در حالی که بشر جز به ماده و ماديت نمی انديشد، دانشی جداگانه برای شناخت اسرار اعداد بوجود آمده است. علم اعداد يا عدد شناسي(Numberology )علمي است که به مطالعه معاني نهفته در

جابرگفت: حَبيبٌ لا يُجيبُ حَبيبَهُ؟ آيا دوست جواب دوست خود را نمى دهد؟ و بعد خودجواب داد که: چگونه جواب دهى و حال آنكه رگهاى گردن تو در جای خود نيست و بر پشت و شانه تو آويخته شده، و بين سر و تن تو جدائى افتاده، پس شهادت مى دهم كه تو فرزند بهترين پيامبران و پسر سيّد مؤ منان هستی. تو فرزندِ همزاد تقوى و هدايت، خامس اهل كساء، پسر سيّد النقباء و فرزند فاطمه هستی. چگونه چنين نباشى و حال آنكه به دست رسول خدا و در كنار متّقين پروريده شدى...
اعداد مي پردازد. اين دانش بر مبنای اين فرضيه استوار است که همه چيز در عالم داراي دو وجه فيزيکي و متافيزيکي است و در عددشناسي بعد متافيزيکي اعداد مورد بررسي قرار مي گيرد. راز شناسي عدد که هم از نظر علمي و هم از نظر تجربي تاييد شده است، در واقع همان فلسفه اعداد است.
 
اما افزون بر يافته های علمی و تجربی، تاکيد متون ديني بر بعضي اعداد و توصيه اکيد به رعايت آنها نيز حاکي از آثار و خواص ناشناخته اي است که در آنها وجود دارد. هفت و هفتاد از جمله اين اعداد است. اينک اما آنچه مورد نظر است، عدد چهل يا همان «اربعين» است که مقدار مورد تاکيد و نظر پيشوايان ديني در مواضع متعدد است. با توجه به همين تاکيدهاي پر شمار و اصرارآميز است که علامه بحر العلوم، در «رساله سير و سلوک» منسوب به وی، « خاصيت عدد چهل در ظهور استعدادات» را مورد تاکيد قرار داده و مي نويسد: «خود به‌ عيان‌ ديده‌ايم‌، و به‌ بيان‌ دانسته‌ايم‌ كه‌ اين‌ مرحله شريفه‌ از مراحل‌ عدد را خاصيّتي‌ است‌ خاصّ، و تأثيري‌ است‌ مخصوص‌، در ظهور استعدادات‌، و تتميم‌ مَلَكات؛ در طيِّ منازل‌ و قطعِ مراحل‌.» و« بالجمله خاصيت اربعين در ظهور فعليت وبروز استعداد وقوه، وحصول ملکه، امری است مصرّحٌ به در آيات واخبار ؛ ومجرب اهل باطن واسرار».
نويسنده: aghabia | تاريخ: سه‌شنبه 19 بهمن 1389 | موضوع: <-PostCategory-> | ارسال نظر(1)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران